کمبود مسکن و ضعف کیفیت آن در کشور، ما را دچار پدیده بد مسکنی و بی مسکنی نموده است که از جهات مختلف بهداشتی روانی، جسمانی و اجتماعی به انسان آسیب می رساند. لذا فعالیت در جهت رفع این مشکل تلاشی است در جهت بهزیستی انسان. در حال حاضر وضعیت موجود مسکن بگونه ای نیست که بتواند پاسخگوی کلیه نیازها باشد از این رو جامعه با کمبودهای میلیونی مسکن و پدیده بد مسکنی مواجه است. با توجه به این مشکل، ادامه روند فعلی تولید مسکن که جنبه خود مصرفی دارد (تولید انفرادی) منطقی نیست و استفاده از فناوریهای پیشرفته و تولید ساختمان به شکل انبوه تنها راه ممکن است شیوه ای که می تواند عرضه و تقاضا را با همدیگر هماهنگ ساخته و از طریق ایجاد فراوانی، بستر مناسب جهت تامین مسکن مناسب را فراهم آورد. در تولید انبوه مسکن که به صورت مختلف امکانپذیر است اهداف زیر وجود دارند: 1 - استاندارد بودن 2 - ارزان بودن 3 - ارتقا کیفیت 4 - سبک بودن 5 - سرعت کار و کاهش زمان اجرا در صنعت ساختمان، تکنولوژی عامل تعیین کننده روند و نحوه ارتباط بین فعالیتهایی است که در یک فرآیند تولیدی یا خدماتی، داده ها را به بازده نهایی تبدیل می نماید. در این روند. مواد اولیه، مهارتهای انسانی، ابزارآلات و ماشین آلات، دانش فنی و فرهنگی کار از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در اینجا، به منظور انجام مطالعه اقتصادی با هدف بهینه نمودن تکنولوژی ساخت، لازم است انواع متداول تکنولوژی صنعت ساختمان در کشور با توجه به پارامترهای موثر در اقتصاد مورد بررسی قرار گیرد. که عبارتند از: استحکام، سرعت اجرا، کاربرد بهینه مصالح، نیروی انسانی، ابزارآلات و تجهیزات، هزینه های اقتصادی، مسائل زیست محیطی، دقت و فرهنگ اجرا، توجه به وضعیت مسکن با تاکید بر تجربه مکرر وقوع زلزله و دیگر سوانح طبیعی که در طی سالهای گذشته رخ داده است خصوصا در زلزله بم که ابعاد تخریب واحدهای مسکونی بسیار گسترده و تلفات انسانی و ضایعات اقتصادی ناشی از این تخریبها بسیار چشمگیر بوده است، ضروری می باشد.